X
تبلیغات
عشق من عاشقتم

عشق من عاشقتم

mano zizi

رسیدیم به هم......

۸۹/۹/۹

سلام به تمام عاشقانه این کره خاکی من (م) هستم که میخوام به همه عاشقا بگم ما رسیدیم به همو مال هم شدیم نمیدونم چه جوری به همه بگم اما ساده میگم از امام رضا(ع) هر چی بخوای نه نمیگه.بخدا من یعنی ما راههای پیچ در پیچ به هم رسیدنو تو یه راه مستقیمو زیبا طی کردیمو مال هم شدیم چون توکل بخداو عشق به ائمه رو فراموش نکنیم.اگه کسی و از ته دل میخوای کافیه دلتو پاک کنی و یه لحظه چشاتو ببندیو حس کنی که تو صحن انقلاب حرم امام رضا(ع) وایستادو از ته دلت از خداو امام رضا عشقتو میخوای بخدا یه هفته نمیکشه که عشقت مال خود خود خودت میشه.از اینجا هم خدارو شاکرم که واقعا خیلی مهربونه

۸ صلوات محمدی پسند یادت نره چون صلوات موجب کمال دعا و استجابت آن می شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

اي كاش

اي كاش مي شد تمام لحظه هاي عاشقي را در جمله اي زيبا و كوتاه خلاصه و بيان كرد
اي كاش مي شد همچون شمعي فروزان آتش گرفت تا شعله هاي ديوانگي تمام وجود را بسوزاند
اي كاش (م) تو هرگز زير بار غم عشقت ديوانه نمي شد
مي خواهمت هر چند اگر زيباترين يادگار از تو ، غم باشد
مي خواهمت حتي اگر قشنگترين يادگار قلبت براي من اشك و غم و اندوه و ديوانگي باشد
به عشق و ياد تو مي نويسم تا شايد براي لحظه اي هم كه شده قلب بي تاب و ديوانه و بيقرارم آرام شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

مانده بودی اگر نازنینم ...

این شعر رو تقدیم میکنم به تمام هستی خودم به کسی که تمام ثانیه های عمرم را شکل داده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

میلاد

برای روز میلاد تن من،
نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی،
برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو،
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،
بشه بی تو غم فرسودن من

نمی خوام از گلهای سرخابی،
برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزشهای ایثار محبت،
به پایم اشک خوشحالی بباری
بذار از داغی دستهای تنها،
بگیره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم،
ببینی آتش و خاکستر من
ای تنها نیاز زنده موندن،
بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پیرهنی رنگ محبت،
اگه خواستی بیایی دیدن من
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،
بشه بی تو غم فرسودن من….

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

نوشته هر دو تامون

تاریخی که قلم عشق ما نوشت۲۹/۱/۸۸

توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست

توی قلب من عزیزم هیچ کسی جای نداره 

دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

عادت

از با تو بودن برایم عادتی ساختی

که هرگز بی تو بودن را باور نمیکنم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

زندگی خاطره ای است

زندگی خاطره ای است

زندگی تکثیر ثروتی است به نام"محبت"

پس به محبت قسم:هیچ گاه فراموشت نخواهم کرد؛یاد تو همیشه در قلبم نشانگر خوبی و محبت های بی دریغ توست.../.

ط¨ظˆط³ظ‡ : LOO3-LOO3.blogfa

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام

تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توام / زیر آواره مصیبت یا که بارون با توام

دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم / تو سکوت سنگیه دنیا غزل خون با توام

هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر می خواد / خودت اونوقت می بینی چقدر فراوون با توام

سخت گرفته همه دنیا که تو رو رها کنم / تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام

تو زمستون سیاه و سینه سوز روزگار / سخته باور مثل جنگل تو بهارون با توام

غرق موج عشقتم هر جا بری باهات میام / تو سکوت برکه و خروش کارون با توام

هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو کمتر می خواد / خودت اونوقت می بینی چقدر فراوون با توام

سخت گرفته همه دنیا که تو رو رها کنم / تو هجوم سختی ها ببین چه آسون با توام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

مي خواهم از توبگويم

 مي خواهم از تو بگويم

بي آن که در جستجوي قافيه باشم


و بي آن که حتي در جستجوي واژه ها باشم


در اين شب ها که گويند عزيزترين شب هاي خداست


مي خواهم از تو بگويم


از تو که عاشقانه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري


با ساده ترين کلمات


همراه با همين اشکي که دارد مي غلتد و فرو مي افتد


مي خواهم بگويم دوستت دارم


امشب نه مي خواهم برايت از آسمان خورشيد بياورم


نه مي خواهم ستاره ها را برايت بچينم


و نه مي خواهم به شهر آرزوها و رؤياها بروم


فقط ساده و با صداقت


همراه با شاهدي صادق


از اعماق جاني سوخته


با چشماني باراني


مي خواهم بگويم دوستت دارم


و مي خواهم بگويم اين نه سخني است که تنها بر زبان آيد


من تقدس عشقت را


بر کرامت وجودم نشانده ام


و اگر سراسر وجودم زبان باشد


يکسره خواهد گفت:


دوستت دارم

تقدیم به تمام هستی من " زی زی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

عشق

در هر صورت یادتون نره عشق مقدسه...پس بیایید

قدر عشق رو بدونیم..

تقدیم به تمام هستی من " زی زی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

شبی را بی تو سر کردن چه سخته 
 غمین تنها سفر کردن چه سخته
در این ظلمت سرا در وادی شب 
 ز یاد تو حذر کردن چه سخته
در این محبس در این زندان دلگیر 
 شب و روزم هدر کردن چه سخته
ز رویا های زیبای گذشته 
 زمانی دل به در کردن چه سخته

تقدیم به تمام هستی من " زی زی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

عاشق عاشق تر

 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

تقدیم به تمام هستی من " زی زی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

روز اول دانشگاه

سلام دیگر به تمام عشاق

هنوزم در پي اونم
كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه
منم چون قايقش باشم

هنوزم در پي اونم
كه عمري مرحمم باشه
شريك خنده و شادي
رفيق ماتمم باشه

هنوزم در پي اونم
كه عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش
پناه خستگي باشه

ميگن جوينده يابندس
ولي پاهاي من خستس
منم حتی با همين پاها ميرم
تا حدي كه جا هست

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

خدايا عشق من پاكه
درسته عشقي از خاكه
منم اون عاشق خاكي
كه از عشق تو دل چاكه

هنوزم در پي اونم
كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش
كنه پاك و
كنه پاك و بگه جونم
بگه جونم
نكن گريه منم اينجام
بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي
منم اي واي تو رو ميخوام

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

دستتو به من بده

       دستتو به من بده  ๑۩۞۩๑  غمتو به من بگو  ๑۩۞۩๑  مثل اشک بچه ها ساده و روشن بگو

 

همه حرفاتو بگو  ๑۩۞۩๑  من پراز شنیدنم  ๑۩۞۩๑  روی بغض جاده ها  تشنه رسیدنم

 

تقدیم به تمام هستی من " زی زی "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

تصویری از عشق...

 تصویری از عشق...

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

عجب دنیاییه!!! بعضی از ما ادما که کلی هم ادعامون میشه اندازه این پرنده ها هم وفا نداریم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

نمیگیرد کسی جز غم سراغ خانه مارا

به زحمت جغد پیدا میکند ویرانه ما را

از آن شادم که میاید غمش هر شب به بالینم

چه سازم گر که غم هم گم کند ویرانه مارا...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

هدیه ما به عاشقا

با سلام چند تا کتاب واستون گذاشتیم

راست کلیک و عمل دانلود 

نام اثر

شاعر

فرمت

از آتش

بهداد

pdf

از سر ديوار

صمصام كشفي

pdf

آن اين عكس

وحيد ضيايي

pdf

پريا

احمد شاملو

html

حالا دوباره صدا

صمصام كشفي

pdf

دیوان حافظ

حافظ

exe

ذرات گرم حس

شهلا آقاپور

pdf

رباعیات حکیم عمر خیام

حکیم عمر خیام

pdf

رباعیات حکیم عمر خیام

حکیم عمر خیام

exe

زير ستاره صبح

صمصام كشفي

pdf

ساعات – بخش اول

رنه ماريا ريلكه

doc

ساعات – بخش دوم

رنه ماريا ريلكه

doc

سروده هاي زرتشت – جلد اول

زرتشت - موبد رستم شهزادي

pdf

سروده هاي زرتشت – جلد دوم

زرتشت - موبد رستم شهزادي

pdf

سروده هاي زرتشت – جلد سوم

زرتشت - موبد رستم شهزادي

pdf

سروده هاي زرتشت – جلد چهارم

زرتشت - موبد رستم شهزادي

pdf

غزليات سعدي

سعدي

html

غزليات مولوي

مولوي

html

عصیان

فروغ فرخزاد 

pdf

مثل هيچ كس

مريم حيدرزاده

pdf

مرگ رنگ

سهراب سپهري

zip

مناجات نامه

خواجه عبدالله انصاري

pdf

نامهاي بسيار

فيروز ناجي

pdf

هوای تازه – کتاب اول

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب دوم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب سوم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب چهارم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب پنجم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب ششم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب هفتم

احمد شاملو

pdf

هوای تازه – کتاب هشتم

احمد شاملو

pdf

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

دوری خیلی آدمو میرنجونه

نمیدونم واسه شما پیش اومده یا نه؟

همین دوری رو میگم؟

عزیزم اومد بهم گفت میخوام برم سفر.نمیتونم نرم همه میان اگه نرم مامانم نمیادو...البته حق داشت منم اون روز که میخواست بره رفتم جلو در خونشون البته پنهانی! باهاش خداحافظی کردم اونا راهی شدند.هر شب هر روز واسه هم زنگ میزدیم از شانس بد ما پیامکها قطع بود.

من که خودم شخصا فقط میرفتم تو اتاقو به یاد اون عکساشو نگاه میکردمو بغضی تو گلوم میگفت داد بزنو بگو " عشق من بیا " هر روز همین بود.یک روز نه دو روز نه بلکه پانزده روز گذشت و آمدند.

از راه که رسیدند جویای حالش شدم تا بیاد ببینمش.امروز ساعت ۴ بعداظهر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

برای دیدن تو ...

برای دیدن تو از حادثه ها گذشتم

کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام

عذاب این دریدها منو شکسته بی صدا

دستی بکش به زخم من که از شفا گذشته ام

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

جرم عشق...

 

قفس داران سکوتم را شکستند

               دل دایم صبورم را شکستند

                              به جرم پابه پایی عشق رفتن

                                           پروبال عبورم را شکستند

                                                       مرا از خلوتم بیرون کشیدند

                                      چه بی پروا حضورم را شکستند

                                                                 تمنا در وجودم موج می زد

                                                                                                   ولی رویای دورم را شکستند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

وقتی نیستی...

وقتی نیستی خونمون با من غریبی می کنه 

دل اگه می گه صبورم خود فریبی می کنه

صدای قناری محزون و غم آلود می شه

واسه من هر چی که هست و نیست نابود می شه

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی رنگ می شه

نمی دونی چقدر دلم برات تنگ می شه

وقتی نیستی گلهای باغچه نگاهم می کنند

با زبون بسته محکوم به گناهم می کنند

گلهای که با داشتنت یه دنیا خاطره

چرادیونگی کردی و گذاشتی که بره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

شاید . . .

شاید اون جوری که باید قدر تو من ندونستم

حرفای بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه

تو.رو دیدم مثل آینه توی تنهای شکستی من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

بدون تو

بدون تو فردای من رنگ خاکستری دیروزه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

قاصدک

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من

که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من

تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی

به جای ماه همه شبها تو پرتاب فشور بر آشیانه من

به شوق روی تو من زنده ام خدا داند

برای زیستن اینک تویی بهانه من.عزیزم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  | 

سـلا می دوباره بـه عـاشـقـان مـعـین ،

من که تو بن بست غربت 

زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم

با دلی از گریه لبریز 

شب عاشقونه ی من که حروم شد 

مهلت بودن با تو چه تموم شد 

ندونستم باید از تو می گذشتم 

وقتی از غربت چشمات می نوشتم 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود 

سهم من از همه دنیا یه قفس بود 

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم 

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

من اگر عاشق

من اگر عاشق نباشم از خودم سیرم

من اگر عاشق نباشم زود میمیرم

سینه سردش پیش ماست

لبریز دردش پیش ماست

 همسفر آتش کجاست همسفر آتش کجاست

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi 

خدایا............

گر تو درد عاشقي مي کشيدي


 


تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي


 


تو هم چون من به مرگ ارزوها مي رسيدي


 


پشيمون مي شدي از اينکه عشق رو افريدي...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط man o zizi  |